سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
250
تاريخ ايران ( فارسى )
كشور باقى نگذاشت و ذكر آن فقط بسبب شجاعت و پشتكارى است كه او از خود نشان داده است . در زمان شاه عباس كبير ابتدا مردان انگليسى به صورت نجباى حادثهجو در صحنه ظاهر ميشوند ، نفوذ آنها در سياست ايران قابل ملاحظه بود . سرانتونى شرلى كه قبلا بعنوان رياست يك هيئت اكتشافى در درياى اسپانيا ممتاز و معروف بود و برادرش سررابرت شرلى با بيست و شش نفر از همراهان خود در سال 1598 بقزوين رسيدند ، پس از برگشت شاه عباس از پيروزى بر ازبكها اين دو برادر خود را بعنوان شواليههاى انگليسى كه شهرت پادشاه ايران را شنيده و مايل به ورود در خدمت او ميباشند معرفى نمودند . آشنائى و اطلاع آنها از رسوم ايرانى از هداياى عالى آنها معلوم ميگردد كه عبارت بود از « شش جفت گوشوارهء زمرد فوق العاده قشنگ و زيبا ، دو قطعه جواهر ياقوت نشان ، يك جام زرين ميناكارى كه مركب از سه قطعه بود ، يك نمكدان ، يك ابريق بلور به شكل اژدها مستور از يك نوع نقرهكارى كه روى آن از طلا آب داده شده بود » . شاه جوان نيز كه ظاهرا از تملق رئيس هيئت خوشش آمده بود در عوض ، هداياى شاهانهاى به او داد ، از آن جمله « چهل اسب با زين و يراق كامل ، دو اسب كه زينهاى آنها قيمتى بود و روكش طلا داشت و ياقوت و فيروزهنشان بود » علاوه بر اينها قاطرها ، شتران و چادرها و مبلغى وجه نقد هم بوده است . تجديد تشكيلات ارتش ايران نيروئى كه در تحت اختيار شاه بود رويهمرفته شامل شصت هزار سوار قزلباش بود كه جز رؤساى خودشان از هيچكس اطاعت نميكردند ، در نتيجه شاه نميتوانست جز برؤساى قزلباش به ديگرى فرمان دهد و بدين جهت معلوم مىشود كه قدرت كلى در دست آنها بوده است . شاه عباس براى رفع اين اشكال افراد دستجات قبيلهاى يعنى عدهء نفراتى كه هرقبيله مسئول بود تحويل بدهد دو قسمت كرد و نيروئى كه شامل ده هزار سوارهنظام و دوازده هزار پياده نظام بود و بوسيلهء شخص شاه اداره و مقرريشان پرداخت ميشد تشكيل داد . اين عمل او مخصوصا تقليدى از جانيزرى « 1 » ( ينكى چرى ) بود و بنام تفنگچيان ناميده ميشدند »
--> ( 1 ) - سرباز پيادهنظام كه در زمرهء پاسبانان سلطان عثمانى بود . ( مترجم )